بیع متقابل گران ترین قرارداد نفتی
شرکت ملی نفت از نظر مالی سومین شرکت بزرگ نفتی جهان بشمار می رود بر اساس گزارشهای وزارت امور اقتصادی و دارایی، منابع مالی در اختیار شرکت ملی نفت در سال ۱۳۸۱ بیش از ۳۳ میلیارد دلار بوده است. با وجود یک چنین منابع عظیم مالی چگونه می توان نداشتن پول را بعنوان توجیه اینگونه قراردادها مطرح کرد؟
در اینجا مواردی از توجیهات مسؤلان سابق وزارت نفت برای انعقاد بیع متقابل به همراه پاسخ لازم به این توجیهات ذکر می شود:
هیچکدام از قراردادهای بیع متقابل مربوط به توسعه میادین نفتی توجیه فنی/اقتصادی نداشتند بلکه این قراردادها با هزینه ای از دو تا پنج برابر نسبت به پیمانکاران داخلی منعقد شدند. بنایراین انعقاد چنین قراردادهایی با منافع ملی در تضاد هستند.
علت گران بودن بیع متقابل این است که هزینه های سرمایه گذاری بیع متقابل با توجه به هزینه های پیمانکار خارجی مشخص می شود که آنها نیز تمایل به افزایش هزینه ها دارند.
در این قراردادها مشخص نشده که اگر میدان با کاهش تولید مواجه شد پیمانکار چه جریمه ای خواهد داشت؟ یا اگر افزایش تولید غیر صیانتی بود چه جریمه ای متوجه پیمانکار است؟
هزینه تولید هربشکه نفت در قراردادهای نفتی باید نسبت به توانمندی های داخلی مقایسه شود ولی مدیران سابق نفت میزان کل فروش نفت میدان را مثلاً در طی ۳۰ سال محاسبه می کردند.
نداشتن منابع مالی
در پاسخ به انتقادات مطرح شده در خصوص بیع متقابل گفتند به دلیل نداشتن منابع مالی مجبور به انعقاد اینگونه قراردادها شدیم در صورتی که توسعه میادین نفتی مرحله ای است و هزینه های طرح بصورت یکجا نیاز نیست.
در بیع متقابل بازپرداخت طرح های نفتی از محل بخشی از منابع صادرات نفت خام صورت می گیرد که در اصل درآمدهای ارزی کشور را با مشکل مواجه کرده است.
شرکت ملی نفت از نظر مالی سومین شرکت بزرگ نفتی جهان بشمار می رود بر اساس گزارشهای وزارت امور اقتصادی و دارایی، منابع مالی در اختیار شرکت ملی نفت در سال ۱۳۸۱ بیش از ۳۳ میلیارد دلار بوده است. با وجود یک چنین منابع عظیم مالی چگونه می توان نداشتن پول را بعنوان توجیه اینگونه قراردادها مطرح کرد؟
استفاده از صندوق ذخیره ارزی نیز برای این طرح ها به افزایش موجودی این صندوق کمک خواهد کرد. به نظر می رسد منطقی نباشد که ما پول نفت را به حساب های خارجی بریزیم و برای توسعه میادین نفتی زیر بار سنگین ترین بدهی خارجی برویم.
شرکت نیکو بعنوان زیر مجموعه شرکت ملی نفت علاوه بر تامین مالی ۲۰ درصد فازهای۴ و ۵ پارسجنوبی، ۴۰ درصد طرح توسعه میدان نفتی دارخوین و ۲۵ درصد طرح توسعه میدان آزادگان در یک پروژه نفتی در یکی از بلوکهای دریای شمال (حوزه اسکاندیناوی) با شرکت bp انگلستان همکاری دارد.
بر اساس نوع قرارداد همکاری بین ایران و انگلیس در توسعه میدان گازی رام در دریای شمال، نیمی از سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیون پوندی آن توسط ایران تامین شده است.
اینجا این سئوال پبش می آید که واقعا شرکت نفت چرا برای اینگونه سرمایه گذاری ها با مشکل منابع مالی مواجه نیست ولی برای پروژه هایی نظیر :یادآوران،دارخوین،آزادگان و غیره بحث نداشتن پول پیش کشیده می شود؟
نداشتن تکنولوژی
یکی از توجیهات انعقاد قراردادهای بیع متقابل انتقال تکنولوژی به کشور بود. در صورتی که پیمانکار خارجی برای ورود تکنولوژی برتر به کشور ما انگیزه ای ندارد.
پنجاه در صد توسعه مربوط به حفاری می شود که مامشکلی نداریم و خود شرکت های خارجی پس از برنده شدن در مناقصات مجددا کار حفاری میادین را با چند واسطه به شرکت ملی حفاری واگذار می کردند.
متاسفانه تا کنون توضیح داده نشد که از نظر تکنولوژی نفت و گاز مشکل کشور کجاست؟ و کدام تکنولوژی هست که فقط با بیع متقابل امکان دسترسی به آن وجود دارد؟
بطور کلی بیع متقابل به گونه ای است که امکان انتخاب تکنولوژی در آن وجود ندارد چون مدیریت پروژه دست پیمانکار است و آنها تصمیم گیرنده نهایی هستند.
نقش آژانس بین المللی انرژی در انعقاد قراردادهای نفتی
بسیاری از برنامه ها و قراردادهای وزارت نفت بویژه در بخش بالادستی در ۸ سال گذشته بر اساس گزارشات گمراه کننده آژانس بین المللی انرژی انجام شده است.
بعنوان مثال این آژانس اعلام کرده طی ۲۵ سال آینده صادرات نفت ایران به ۴/۴ میلیون بشکه در روز افزایش می یابد و مدیران ما هم همین را مبنای کار خود قرارمی دهند و برای تولید ۷ میلیون بشکه ای نفت رقم ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری(بدهی) را برآورد کردند. متاسفانه این اخبار بدون تحلیل و تفسیر توسط نشریات داخلی و خبرگزاری های کشور منعکس می شود و همین مسئله موجب بسترسازی جهت استقراض عظیم می شود.
بعنوان مثال اخیراً مدیر برنامه ریزی شرکت ملی نفت اعلام کردند میزان تولید نفت فعلی کشور از چهار میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز به روزانه پنج میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه خواهد رسید ولی توضیح ندادند رسیدن به این میزان تولید را از کدام میادین و در چه مدت و تایید کدام مرجع رسمی نفت اعلام کردند؟
اینکه ایران باید بخاطر حفظ جایگاه خود در اوپک فلان رقم تولید را داشته باشد نکته ای است که از سوی همین آژانس و شرکت های خارجی القاء شده است. اعتقاد ما این است تولید نفت کشور باید بر اساس توان مخازن باشد نه نیاز دیگران.
قراردادهایی که بواسطه جهت دهی آژانس بین المللی منعقد شدند بیشتر در راستای حفظ امنیت سوخت کشورهای مصرف کننده بودند. این قراردادها ارزش سهام شرکت های خارجی را افزایش دادند ولی در مقابل بجز ضرر حاصل دیگری برای کشورما بدنبال نداشتند.
هیچکدام از شرکتهای نفتی اروپایی تاکنون در ایران سرمایهگذاری مستقیم انجام ندادهاند.
شرکتهای «توتال» ، «انی» ، «بی پی »، «شل» ،«استات اویل» تنها به قراردادهای سرویس خدمات در قراردادهای نفتی با ایران اکتفا کردهاند.
منبع:نفت نیوز
مدیریت وبلاگ